عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
51
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
كلّيهء حصارها را كه به مرور برف و باران شسته و باريك شده بوده است فقط كاهگلمالى نموده و بر بدنه نيفزوده و وسعت نداده است . مجملا مردگرد و جانپناه حصارها را طورى تنگ و تاريك كردهاند كه در بعضى جاها سرباز بالمره نشستوبرخاست نمىتواند كرد و در پاره [ اى ] جاها كه بالنسبه وسيع و جادارتر است نيز به صعوبت مىتواند خود را حفظ كند و كمتر جائى از حصارهاى قلعهء نو مردگردش به قاعده و با وضع حاليّه موافق است . ثالثا « 1 » كلّيهء حالت اين قلعه با كمال تعريف و امتيازى كه در او است حارس و حافظ لشكر و سپاه دولت خارجه و توپهاى نه سانتيمترى و بزرگتر از آن نمىتواند بود . فقط براى حفظ قشون دولت از شورش رعيّت داخله مفيد و براى دولت نگه داشتن يك همچو قلعه و بنائى از لوازم و جزو محسنّات و معلومات و ملزومات مملكت است . و چون براى دولت هميشه چند دسته سرباز و سوار براى حفظ سرحدّات در بم لازم است و اين نقطه محلّ حاضر و ساخته و پرداخته از براى ديوان است و از اشرار داخله اگر وقتى اتفاق افتد مىتواند خود را حفظ كند حيف است رو به خرابى گذارد . و الّا بهعقيدهء من همان « برج قيطور » را هم با چهار پنج گلولهء شرپنل و گرناد مىتوان بالمرّه منهدم [ 33 ] و خراب كرد . رابعا « 2 » ايجاد قلعهء بزرگ محيط به قلعهء دوم و مرتبهء سيّم كلّية بىنتيجه [ بوده ] و ابدا ثمرى بر آن مترتب نبوده و نيست و چون با زمين خود اربعهء بم « 3 » كه در پانصد ششصد قدمى آن واقع است همكف و همترازست « 4 » بالمرّه نمىتوان آنجا را از شرّ دشمن محفوظ داشت و اگر آن را متصرف شوند بهواسطهء بروج و خانههاى خراب شده كه قريب سه چهار هزار و در غالب آنها چاه هم حفر شده است با كمال سهولت مىتوانند سنگر و مأمن قرار داده قلعهء دوّم و سوّم را هم فتح كنند . و اگر در صدد تعمير آنها برآيند مقصود خرجتراشى براى دولت [ است ] و ابدا فايده و حاصلى بر آن مترتّب نخواهد بود . و مخصوصا من وقتى صرف ديدن اين خانههاى خراب كردم . معلوم مىشود كه سابقا تمام اهالى قصبهء بم را بهواسطهء هراس از شورش ناس در همين قلعه مسكن بوده و بعدها كه نعمت امنيت شايع [ شده ] و از خيالات وحشت و احتياط منصرف شدهاند جستهجسته از قلعه بيرون آمده و در دو طرف مسيل تهرود بنا [ ساخته ] و
--> ( 1 ) - كذا ، بايد رابعا باشد . ( 2 ) - كذا ، بايد خامسا نوشته بود . ( 3 ) - جمع « ربع » . ( 4 ) - اصل : همترازوست .